تبليغاتX
کد قالب سکوت شب (۱۰) ستاره ی اسمونی -

ستاره ی اسمونی

به وبلاگ من خوش امدید

ورود على شكل قلب

گفتمش دل می خری پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند..

خنده کرد ودل ز دستانم ربود

تا به خود باز اومدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل مانده بود

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 19:44 توسط ستاره ی اسمونی |