تو یعنی در حضور نیلی صبح 
گلی را به بهار دل سپردن 
تو یعنی ارغوانی گشتن وبعد 
هزاران دست تنها را فشردن 
تو یعنی مثل شنبم عاشقانه
گلوی یاس ها را تازه کردن
تو یعنی حجم رویای گلی را 
میان کهکشان اندازه کردن
تو یعنی پونه را از زیر باران
میان چتر احساسی کشیدن
تو یعنی بی ریا چون یاس بودن
ویا به شهر شنبم ها رسیدن 
تو یعنی انتظار غنچه ها را 
میان شهر رویا خواب کردن
تو یعنی غصه های زرد دل را 
به رنگ نقره مهتاب کردن
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 14:24 توسط ستاره ی اسمونی
|
